محمد ابراهيم آيتى

665

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

نوشته‌اند كه : « عامر بن طفيل » نرسيده به قبيلهء خويش ، گرفتار بيمارىيى در گردن شد و در خانهء زنى از سلول مرد ، و « أربد » چند روز پس از ورود ، با شتر خود به صاعقهء آسمانى هلاك گرديد . اين « أربد » برادر مادرى « لبيد بن ربيعهء عامرى » شاعر معروف بود ، و « لبيد » اشعارى در مرثيهء وى گفته است [ 1 ] . ابن هشام روايت مىكند كه : آيه‌هاى 8 - 13 سورهء رعد دربارهء « عامر » و « أربد » نزول يافته است [ 2 ] . « أبو مطرّف : عبد اللّه بن شخّير » از مردان اين وفد بود كه بر حسب روايت طبقات به رسول خدا گفت : اى رسول خدا ! تويى سيّد ما و تويى أهل فضل و بخشش بر ما . رسول خدا گفت : « السيّد اللّه ، لا يستهوينّكم الشيطان » . « سيّد خدا است ، شيطان شما را گول نزند » [ 3 ] « علقمة بن علاثه » و « هوذة بن خالد » و پسرش نيز نزد رسول خدا آمدند و چون رسول خدا شرائع اسلام را براى « علقمه » بر شمرد و براى وى قرآن تلاوت كرد ، « علقمه » اسلام آورد و بر اسلام « بنى عكرمة بن خصفه » بيعت كرد ، و « هوذه » و پسر و فرزند برادرش نيز اسلام آوردند ، و « هوذه » نيز بر اسلام « بنى عكرمة بن خصفه » بيعت كرد [ 4 ] . 23 - وفد ثقيف چون رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در سال هشتم از طائف به مكّه بازگشت و از آنجا رهسپار مدينه شد ، « عروة بن مسعود ثقفى » در پى حضرت رهسپار شد و پيش از رسيدن رسول خدا به مدينه شرفياب گشت و اسلام آورد و اجازه خواست كه نزد قبيلهء خويش به طائف بازگردد . رسول خدا كه از نخوت قبيلهء « ثقيف » نيك آگاه بود گفت : « تو را مىكشند » . عروه گفت : آنان مرا از ديدگان خويش بيشتر دوست

--> [ 1 ] - مراجع سابق . م . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 215 . م . [ 3 ] - ج 1 ، ص 311 . م . [ 4 ] - طبقات ، ج 1 ، ص 310 . م .